عبد الحسين جواهر كلام

794

تربت پاكان قم ( فارسي )

نمايد . و نطق نمىكرد مگر به چيزى كه نفع بخشد براى مردم در دين و دنياى ايشان و كسى را ذكر نمىكرد مگر به خير و خوبى » . هم او در جاى ديگر ايشان را اين‌گونه توصيف مىكند : « اعلم وافقه و ادق نظرا و جميل الخلق و حسن الخلق ، حليم ، كريم ، حكيم ، قوى ، شديد العزم ، قوى القلب ، بصير در امور ، صبور در شدايد و ملمّات و متصلّب در دين و شرعيات ، طيّب المحاورة ، مترفق در محاضره ، اديب ، منشى ، شاعر ، مجيد ، جيّد الخط ، حسن الربط ، و بالجمله خالق البرية جلّت عظمته نعم خود را در اين وجود مسعود به اتمام رسانيده بود » . و صاحب احسن الوديعه در ضمن ستايش از او ، به صفت صبر وى اشاره كرده و گويد : « او مجهول القدر و صابر بر شدائد دهر است » . سبط او حجة الاسلام و المسلمين حاج ميرزا مهدى صادقى گفتند : او خيلى متواضع بود و بسيار مؤدب و حتى نزد من كه نوه او بودم پايش را دراز نمىكرد و لباس درنمىآورد و اگر كسى به او بدى مىكرد هرگز آن را به زبان نمىآورد و با اخلاق اسلامى با او مواجه مىشد . يكى از منسوبين آن شادروان نوشته است : ( او ) شخصى كريم ، پشتيبان فقرا و مستضعفان و سياستمدارى هوشمند و متصلّب در دين و خوش‌محاوره و محاضره بود ، تسلّطى قوى در ادبيات داشت و بسيار شعر مىسرود ، خطى زيبا و شيوهء مخصوص در شكسته‌نويسى داشت وى محبوبيت و نفوذ فوق‌العاده‌اى داشت . مؤلّف « رجال آذربايجان در عصر مشروطيت » مىنويسد : در شب عيد فطر مردم از نصف شب به مسجد او مىرفتند و براى خود جا مىگرفتند و بعضى از مردم جاى خود را به قيمت گران به اعيان و اشراف مىفروختند .